وداع باشکوه مردم با لاله‌های خونین

خوزستان درس مقاومت را از بر است

تاریخ انتشار: سه شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷ | ۰۷:۴۳ ق٫ظ
خوزستان درس مقاومت را از بر است ماجرای روز شنبه اهواز «ماجرای نیم‌روز» بود. نیم روزی که التهاب و دلهره ۳۸ سال پیش را تداعی کرد؛امروز دوشنبه هم نیم روز پراحساس دیگری رقم خورد، جایی که هزاران نفر برای بدرقه آمده بودند.

قلم ماندگار:

ماجرای شنبه اهواز، «ماجرای نیم روز» بود. نیم روزی که التهاب و دلهره ۳۸ سال پیش را تداعی کرد! صدای تیراندازی هوای آخرین روز تابستان ۹۷ را شکافت و گلوله های سربِ دشمنان قسم خورده، ملت ایران را داغدار کرد و در این حمله ناجوانمردانه ۲۴ نفر شهید و  ۶۰ نفر زخمی شدند.

طاهای چهار ساله جزء اولین شهدای این حادثه تروریستی است تا نشان دهد رسم اینان، علاوه بر از پشت خنجر زدن، فریب افکار عمومی با چیدن کلمات دیکته شده توسط دست نشانده هایشان است.

اما مردم خوزستان امروز با حضور پرشور در مراسم تشییع پیکر شهدای این حادثه تروریستی نشان دادند رسمی جز مقاومت و هم بستگی ندارند،  مقاومت و هم بستگی درسی است که خوزستانی ها ثابت کردند حداقل در ۴۰ سال اخیر آن را از بر هستند.

امروز مادر طاها به دلیل مجروحیت در مراسم تشییع پیکر فرزندش حضور نداشت و رد اشک پدر طاها با نگاه به عکس فرزندش، در آغوش کشیدن تابوتش و زمزمه کردنِ «علی اصغر کوچک من» دیده می شد اما مادران و پدران زیادی آمده بودند تا تابوت کوچک طاها را بر روی دست خود تشییع کنند.

زنی میان سال با یک دست، عکس طاها را به دست گرفته و با دست دیگر چادرش را بر روی سرش درست می کند؛ وقتی از احساسش می پرسم، در حالی که دست های پر چین و چروکش می لرزید و فارسی را به سختی حرف می زند با بغض می گوید: «همه این شهدا فرزندان ما هستند و ما وظیفه داریم با حضور در این مراسم آنها را بدرقه کنیم».

خیره به عکس پسر

در گوشه دیگری پدر محمد عذاری دیگر شهید این حادثه، نشسته بر زمین، عکس فرزندش را نگاه می کند و زیر لب چیزهایی را زمزمه می کند و اشک می ریزد!

دیدن این صحنه برای مردمی که در آن اطراف بودند بسیار سخت بود. وقتی از پسر جوانی می خواهم احساسش از دیدن چنین صحنه‌ای را بیان کند؛ ابتدا سکوت می کند اما بعد می گوید: «خوزستان زخم خورده هشت سال دفاع مقدس است و مردم آن همیشه پای نظام و انقلاب ایستاده اند و خواهند ایستاد اما مسئولان باید با دیدن حال و روز خانواده شهدا و همه مردم خوزستان، انتقام این جنایت را بگیرند».

شهیدان مایه افتخار ما هستند

 در صحنه ای دیگر وقتی آمبولانس حامل پیکر سردار سرتیپ حسین منجزی برای اعزام به شهرستان گتوند به آهستگی در حال عبور از میان خیل جمعیت بود، زنی که روی پیاده رو نشسته و به آرامی اشک می ریخت، به احترام عبور آمبولانس حامل شهید سرپا ایستاد.

وقتی از او می پرسم چرا چنین عکس العملی از خود نشان داد، می گوید: «شنیده بودم که این شهید با ۷۰ درصد جانبازی روی ویلچر در مراسم رژه حضور داشت. این شهیدان مایه افتخار ما هستند و باید به احترامشان ایستاد؛ برای همه ما از دست دادن این عزیزان سخت است و امیدواریم عاملان اصلی این جنایت به سزای عمل خود برسند».

خیال واهی دشمنان برای ایجاد تفرقه میان اقوام ایرانی

مردی که لباس عربی بر تن داشت و از سادات نیز بود وقتی گفت و شنود من را با این خانم می بیند، عنوان می کند: «دشمنان ما فکر می کنند با این گونه حملات، خللی در اتحاد میان اقوام ایران ایجاد و از حمایت و ارادتشان به نظام کاسته می شود؛ این یک خیال واهی است و ما یک دل در کنار هم برای حفظ این نظام تا پای جان خواهیم ماند».

با دست خانمی را نشان می دهد و می گوید: «نگاه کنید این خانم که عبا بر سر دارد چگونه با دیدن عکس کوچک ترین شهید این حادثه گریه می کند؟ ما همیشه در شادی و عزا به دور از نگاه قومیتی و حتی سیاسی کنار هم هستیم و این اتحاد گسستنی نیست».

شنبه تلخ اهواز نشان داد، صدای گلوله ها بلندتر از اراده نیروهای امنیتی برای دفاع از ناموس و وطن نیست. نشان داد سرباز، سر می دهد اما زانو نمی زند و یادمان انداخت اگرچه ۳۱ شهریور سال روز آغاز هشت سال پر درد وطن است اما در «ماجرای نیم روز» ما همیشه ایستاده ایم.

دوشنبه اهواز هم «ماجرای نیم روز» دیگری بود که اتحاد میان عرب، لر، کرد، بختیاری، ترک و فارس و دیگر اقوام را نشان داد تا دشمن بداند ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما عدم ما است

منبع: مهر

آخرين اخبار
پر بحث ترين
 قلم ماندگار
قلم ماندگار
 قلم ماندگار
 قلم ماندگار
محل كد آمار