دلنوشته ای برای سردار دلها

تاریخ انتشار: پنجشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۹ | ۲۳:۲۱ ب٫ظ
دلنوشته ای برای سردار دلها ریحانه بخردی نسب کلاس هشتم دبیرستان دخترانه فرهنگ دلنوشته ای برای سردار دلها نوشت.

قلم ماندگار/ خوزستان:

به گزارش قلم ماندگار، ریحانه بخردی نسب کلاس هشتم دبیرستان دخترانه فرهنگ دلنوشته ای برای سردار دلها نوشت.

بسم الله القاسم الجبارین

آن شب جمعه با خیال راحت چشم از ستاره و ماه گرفتم تا در بسترم آسوده بخوابم. چشم که باز کردم سحر بود باورم این بود ک شبی مثل شبهای قبل است اما دنیا تنها با خیال و باور من نمیچرخد. شب را با خیال راحت خوابیده بودم چون خیالم راحت بود که سردار دلها بیدار است تا حاج قاسم را دارم و او چشمان تیزبینش به دشمن است ماها لبخند بر لب زندگی میکنیم. عکسش را با افتخار به دیوار اتاقم زده بودم.آخر مدتها بود که او را میشناختم و صحبت از رشادتهای این سرباز ولایت جز بحث خانوادگی ما شده بود.
حاج قاسم سلیمانی
فرمانده سپاه قدس : سردار چهل سال بود که بیدار بود از بیست سالگی که پرچم علمداری را بلند کرده بود دیگر زمین نگذاشته بود صبح جمعه میخواستم برای نماز صبح به مسجد بروم از همه جا بی خبر، چه میدانستم شب گذشته مولایم حجت بن الحسن رخت سیاه بر تن، داغدار سردار سپاهش شده است . خاک بر دهانم، در دنیای خودم بودم و خبر نداشتم آقایم در سوگ نشسته و دیگر حاج قاسمی ندارد تا در سراسر دنیا برای او پرچمی بلند کند .
میرفتم تا نمازم را بخوانم اما نمی‌دانستم باید همراه اشک رهبرم به امام زمان تسلیت بگویم ، طبل ها به صدا درآمده بود و مرا به این باور میرسانید که دیگر سرداری نیست.
سردار سرش را داده بود اما امامش را نگه داشته بود، دستش را داده بود اما پرچم ایران و اسلام را برافراشته نگه داشته بود، به قول آقایم و مولایم حاج قاسم را یک فرد نباید دید ، او یک مکتب است، یک مدرسه، یک راه، او رزمنده بدون مرز است، او بلاگردان مقدسات است . ایران از امثال او خالی نمی‌شود این راه دشمن هم میداند پس از این بابت غمی نیست
اما از بابت قطره قطره اشکی که ‌از چشان رهبرم چکید
بغضی که در گلویشان نشست
غمی که بر سرشان آوار شد ذره ذره جانتان را با قاسم های آینده و سربازانی چون سلیمانیمان میگیریم.
حالا هم مردم شب را با نگاه به ستاره ها راحت میخوابند هزاران سردار علم را نگه داشته اند و من هم می شوم سرداری دیگر از راه حاج قاسم و از مقدساتی که او برا حفظشان جنگید محافظت میکنم و مثل قاسم سلیمانی برای امام زمانم علمداری میکنم.
رهبر مهربانم هر چند داغ عزیز سخت است اما هزاران سلیمانی خودشان رو فدای راهتان میکنند و من هم در همین سن نوجوانی با شما پیمان میبندم چونان سربازی زیر علمتان باشم کار جهادی کنم که امروز جهاد من و امثال من درس خواندن است چرا که دشمن از علم و نام بلندمان در هراس است بگذار ما هم به سهم خودمان ترسی را در دل دشمنان بیفکنیم .به امیدی روزی که علم اسلام از دست رهبر عزیزم امام خامنه ای به دست مبارک ولی عصر ارواحناه روحی فداک برسد ان شاءالله.

به قلم ریحانه بخردی نسب کلاس هشتم دبیرستان دخترانه فرهنگ

انتهای پیام/

برچسب‌ها:
آخرين اخبار
پر بحث ترين
شهرداری اهواز
قلم ماندگار
قلم ماندگار
قلم ماندگار
 قلم ماندگار
محل كد آمار